@نشان@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشان نشان ميدان نشان نجابت خانوادگى نشان نظامى مخصوص مجروحين جنگ نشان نقطه گذارى نشان نقل قول نشان نقل قول به اين شکل نشان هاى خانوادگى نشان هويت نشان ويژه نشان يا علائم تصويرى نشان يا علامت دولت ... نشان يا مدال دادن به نشان يهود و فلسطين اشغالى نفهمى نشان دادن نمونه نشان دادن ... به وسيله نشان دادن آلت ... ... شمال حقيقى را نشان مى دهد هيجان نشان دادن واکنش نشان دادن وابسته به نشان هاى نجابت ... ... به شاگردان نشان مى دهد ... بردند و نشان قدرت بوده يا نشان دادن واژه هاى شامل نشان ـ (173) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7