@نشدنى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشدنى پاک نشدنى پاک نشدنى بودن چاپ نشدنى گداخته نشدنى کار نشدنى کالاى با دوام يا فاسد نشدنى کوچک نشدنى آب نشدنى آبستن نشدنى آرام نشدنى آزاد نشدنى اجراء نشدنى اشتباه نشدنى اشغال نشدنى اقناع نشدنى الغاء نشدنى انباره پاک نشدنى باز خريد نشدنى باز نشدنى باطل نشدنى بر طرف نشدنى برداشته نشدنى تکرار نشدنى تسخير نشدنى تسليم نشدنى واژه هاى شامل نشدنى ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4