@نشدنى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشدنى مخلوط نشدنى مطيع نشدنى معزول نشدنى مغلوب نشدنى ملزم نشدنى منحرف نشدنى منحل نشدنى نابود نشدنى نرم نشدنى نزديک نشدنى هضم نشدنى واژه هاى شامل نشدنى ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4