@نشده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشده ... طبيعى رنگ نشده ساخته شود پر نشده پرداخت نشده پرسيده نشده پس انداز نشده پوست دباغى نشده پيش بينى نشده چاپ نشده چيز استفاده نشده گياه خيسانده که هنوز تخمير نشده کاسته نشده کاوش نشده ... کوچک صحافى نشده که گاهى ... کشت نشده کشف نشده کهنه نشده کوتاه نشده کوشش نشده آشکار نشده آفريده نشده اکتشاف نشده از هم جدا نشده اسب کوچک رام نشده استعمال نشده استفاده نشده واژه هاى شامل نشده ـ (146) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6