@نشده@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشده توفيق نشده توقف برنامه ريزى نشده ثابت نشده جا انداخته نشده جابجا نشده جايگزين نشده جبران نشده جستجو نشده حاضر نشده حساب نشده حل نشده خارج نشده ختنه نشده خسته نشده خم نشده خواسته نشده خوانده نشده داراى حلقه هاى اشباع نشده در سند قيد نشده در نقشه يا جدول وارد نشده درست ادا نشده درست نشده دعوت نشده دوباره بنا نشده دوباره توليد نشده واژه هاى شامل نشده ـ (146) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6