@نشده@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشده دوباره ساخته نشده ديده نشده رام نشده راهنمايى نشده رسما متهم نشده رنگ کتان شسته نشده رهبرى نشده زخمى نشده زمان بندى نشده زمين کشف نشده زمين شخم نشده ساکت نشده ستايش نشده سر کوب نشده سرزمين نامسکون و رام نشده سروده نشده سند تنظيم نشده سوال نشده سوقان گيرى نشده شخص پذيرفته نشده شرط نشده شسته نشده شماره گذارى نشده شمرده نشده شنيده نشده واژه هاى شامل نشده ـ (146) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6