@نشده@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نشده صحافى نشده طبقه بندى نشده عوض نشده غير متعهد نشده فاسد نشده فراهم نشده ... شود ولى قسمت بندى نشده فقره تعريف نشده فلز يا مس پرداخت نشده و ناخالص قرائت نشده قطع نشده قطعه اى از درخت که اره نشده قطعى نشده قيد نشده لکه دار نشده ليسيده نشده مکشوف نشده مجهز نشده محاکمه نشده محسوب نشده محفوظ نشده مختصر نشده مختل نشده مخلوط نشده مشاهده نشده واژه هاى شامل نشده ـ (146) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6