@نصب@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نصب نصب کننده و تعمير ... نصب تير نصب شده نصب لوله ... يا شاخه انگور نصب شده ... که روى آن اعلان نصب شود وسايل نصب ويژه نصب به ديوار واژه هاى شامل نصب ـ (33) : 1 , 2