@نصف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نصف پيشوندى است به معنى نيم و نصف ... کوچکى معادل نصف ياربع بشکه ... به شکل نصف محرف تقريبا نصف ... تطبيق ساعات نصف النهارات مختلف ... بين کلماتى که نصف آن در سطر ... خط نصف النهار در نصف روز انجام گرفته دو نصف کردن زاويه نصف النهار جغرافيايى فلج نصف بدن ... ساعت يا نصف النهار معينى ... افسانه اى که نصف بدنش اسب و ... نصف النهار نصف النهار گرينويچ نصف النهارى نصف در نصف درازا نصف سالى نصف شب نصف شده نصف قسمت خلفى گوشت ... نصف قطر نصف وقت نصفا نصف واژه هاى شامل نصف ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}