@نطفه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نطفه کمال و بلوغ سلول نطفه يا جرثومه ايجاد کننده بذر يا نطفه ايجاد نطفه بستن نطفه ترکيب نطفه ى مرد و زن تشکيل نطفه تنها محصول يک نطفه واحد ... کشتن ياخته هاى نطفه اى سلول نطفه سلول نطفه ماده قسمت قابل توارث نطفه محتويات نطفه موجد نطفه نطفه گاه نطفه کش نطفه آور نطفه اى نطفه يا ياخته نر غير ... ... بلوغ و ورود نطفه به درون تخم ... وابسته به دوران رشد تخم يا نطفه وابسته به نطفه نر جلبکها ياخته متحرک نطفه بالغ جنس نر
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}