@نظر@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نظر بلند نظر به نظر آمدن به نظر آمدن مراقب بودن به نظر آوردن به نظر رسيدن به يک نظر ديدن تبادل نظر تبادل نظر کردن تجديد نظر تجديد نظر کردن تجديد نظر کردن در تجديد نظر شده تحت آزمايش يا نظر قرار دادن تحت نظر بودن تنگ نظر تيز نظر جالب نظر حوزه تحت نظر خليفه ى اعظم داراى سعه نظر در نظر گرفتن در نظر اول در نظر داشتن درخانه تحت نظر بودن درخواست تجديد نظر سعه نظر واژه هاى شامل نظر ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4