@نظر@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نظر ... جنسى که از نظر شکل و کار ... صاحب نظر صرف نظر کردن علمى و بدون نظر خصوصى قابل تجديد نظر قطع نظر کردن قطع نظر از متساوى از هر نظر مرتفع به نظر آمدن ... از نقطه نظر واکنش شخصى ... مطبوع نظر ... کوچکى که از نظر فراموش شده و ... مطمح نظر مناسب به نظر آمدن ... يا دوربين از نظر بگذرد مورد نظر مورد نظر قرار نگرفته نژادهاى بشراز نظر آداب و ... نامشخص به نظر آمدن نظر چشمى نظر کردن به نظر کلى نظر اجمالى نظر اجمالى کردن نظر بلند واژه هاى شامل نظر ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}