@نظر@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نظر ... جنسى که از نظر شکل و کار ... صاحب نظر صرف نظر کردن علمى و بدون نظر خصوصى قابل تجديد نظر قطع نظر کردن قطع نظر از متساوى از هر نظر مرتفع به نظر آمدن ... از نقطه نظر واکنش شخصى ... مطبوع نظر ... کوچکى که از نظر فراموش شده و ... مطمح نظر مناسب به نظر آمدن ... يا دوربين از نظر بگذرد مورد نظر مورد نظر قرار نگرفته نژادهاى بشراز نظر آداب و ... نامشخص به نظر آمدن نظر چشمى نظر کردن به نظر کلى نظر اجمالى نظر اجمالى کردن نظر بلند واژه هاى شامل نظر ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4