@نعل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نعل چهار نعل چهار نعل دوديدن چهار نعل رفتن چهار نعل روى گامى شبيه چهار نعل اسب مخصوص چهار نعل بى نعل خرچنگ نعل اسبى و بزرگ ... داراى نعل پاشنه دار نعل پنجه کفش نعل کفش نعل اسب نعل زدن نعل زدن به نعل نخورده نعل نشده نعل يا حلقه آهنى که ...