@نفرت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نفرت آدم نفرت انگيز احساس نفرت کردن اظهار نفرت کردن به طور نفرت انگيز شخص نفرت انگيز مايه نفرت مايه ى نفرت نفرت کردن نفرت کردن از نفرت آور نفرت انگيز نفرت انگيز شنيع نفرت داشتن نفرت داشتن از