@نفس@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نفس عذاب نفس عزت نفس علاقه به نفس فاعل در نفس خود ... معتقد است نفس انسان چيزى ... فريب نفس فريب نفس خورده قتل نفس ... وسيله شکنجه نفس خود يا ... مکاشفه نفس مبتلا به تنگى نفس متهم کننده نفس خود متوجه نفس خود ... انسان که نفس يا شخصيت ... محکوم ساختن نفس محکوم شده توسط نفس خود مسک کننده نفس مسک نفس مصمم در نفس خود مطمئن به نفس خود ملامت نفس منع کننده نفس مورد پشتيبانى نفس نابودى نفس ... خويشتن نگرى يا معاينه نفس واژه هاى شامل نفس ـ (146) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6