@نقاش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقاش پيرو مانى نقاش و پيغمبر ايرانى ... گاه زير دست نقاش در حال نقاشى گرده نقاش تصويرى که نقاش از خود بکشد مانى نقاش نقاش کارتون نقاش جانور نقاش سايه روشن نما نقاش و هنرمند