@نقاشى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقاشى پارچه مخصوص نقاشى پرده نقاشى ... دست نقاش در حال نقاشى کاردک نقاشى اتاق نقاشى ... مختلف درسطح پرده نقاشى بتونه نقاشى بشقاب داراى نقاشى بيد و ... تابلو نقاشى جعبه رنگ نقاشى داراى اتاق نقاشى دور نماى نقاشى رنگ نقاشى رنگ هاى نقاشى روغن مخصوص نقاشى سفيد گذاردن قسمتى از نقاشى سه پايه نقاشى فيلم هاى نقاشى شده ... مخصوص رنگ آميزى نقاشى مکتب کوبيسم در نقاشى مکتب نقاشى کوبيسم انگليسى ... مربوط به نقاشى يا ترسيم ... غير استادانه نقاشى کردن نقاشى پرده هاى نمايش نقاشى کردن واژه هاى شامل نقاشى ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}