@نقاشى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقاشى پارچه مخصوص نقاشى پرده نقاشى ... دست نقاش در حال نقاشى کاردک نقاشى اتاق نقاشى ... مختلف درسطح پرده نقاشى بتونه نقاشى بشقاب داراى نقاشى بيد و ... تابلو نقاشى جعبه رنگ نقاشى داراى اتاق نقاشى دور نماى نقاشى رنگ نقاشى رنگ هاى نقاشى روغن مخصوص نقاشى سفيد گذاردن قسمتى از نقاشى سه پايه نقاشى فيلم هاى نقاشى شده ... مخصوص رنگ آميزى نقاشى مکتب کوبيسم در نقاشى مکتب نقاشى کوبيسم انگليسى ... مربوط به نقاشى يا ترسيم ... غير استادانه نقاشى کردن نقاشى پرده هاى نمايش نقاشى کردن واژه هاى شامل نقاشى ـ (52) : 1 , 2 , 3