@نقاشى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقاشى نقاشى آب و رنگى نقاشى آبرنگ نقاشى آبرنگى کردن نقاشى آبرنگى روى گچ نقاشى از صورت نقاشى از مناظر خيالى نقاشى از منظره شب نقاشى با انگشت نقاشى با تذهيب نقاشى با رنگ نقاشى با رنگ روغنى نقاشى بامداد رنگى نقاشى بد نقاشى بدن براى رزم و پيکار نقاشى بر روى تخته نقاشى رنگ و روغن روى ظرف فلزى نقاشى روى ابريشم نقاشى سايه روشن کردن نقاشى سياه قلم نقاشى سياه يکدست نقاشى مدادى نقاشى نقطه نقطه نقاشى يا عکس محرک احساسات جنسى نقاشى يا مجسمه مريم مادر عيسى نقاشى يا نوشته خارج ... واژه هاى شامل نقاشى ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}