@نقاشى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقاشى نقاشى آب و رنگى نقاشى آبرنگ نقاشى آبرنگى کردن نقاشى آبرنگى روى گچ نقاشى از صورت نقاشى از مناظر خيالى نقاشى از منظره شب نقاشى با انگشت نقاشى با تذهيب نقاشى با رنگ نقاشى با رنگ روغنى نقاشى بامداد رنگى نقاشى بد نقاشى بدن براى رزم و پيکار نقاشى بر روى تخته نقاشى رنگ و روغن روى ظرف فلزى نقاشى روى ابريشم نقاشى سايه روشن کردن نقاشى سياه قلم نقاشى سياه يکدست نقاشى مدادى نقاشى نقطه نقطه نقاشى يا عکس محرک احساسات جنسى نقاشى يا مجسمه مريم مادر عيسى نقاشى يا نوشته خارج ... واژه هاى شامل نقاشى ـ (52) : 1 , 2 , 3