@نقد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقد پول نقد به پول نقد تبديل کردن سکه نقد غير قابل تبديل به پول نقد قابل تبديل به پول نقد نقد کردن نقد ادبى نقد ادبى کردن نقد ادبى متون نقد شدنى نقد شدنى در بانک نقد شو