عدسی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- منسوب به عدس ؛ نوعی خوراکی که در آن عدس را با دستهای از سبزیهای معطر پخته سپس کوبیده و له میکنند و اگر پورة گوشت یا روغن در آن افزایند خوراکی لذیذ گردد.
- اسم قطعهای بلور به شکل عدس که یکی از دو سطح آن یا محدب است یا مقعر، این قطعه در دوربینها و ذره بینها به کار میرود.
- اسم جسمی عدسی شکل که پشت مردمک چشم و جلو مادة ژلاتین مانند حفرة درونی کره چشم قرار دارد.
* عربی (ص نسب.) # منسوب به عدس ؛ نوعی خوراکی که در آن عدس را با دستهای از سبزیهای معطر پخته سپس کوبیده و له میکنند و اگر پورة گوشت یا روغن در آن افزایند خوراکی لذیذ گردد.