@نقشه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقشه پرچم مساحى و نقشه بردارى ... که براى کپيه نقشه و رسم هاى ... کتاب نقشه ى جهان ... که دراجراى نقشه اى کمک ... کمک نقشه بردار بر روى نقشه نشان دادن بى نقشه تراز نقشه بردارى خطى بر روى نقشه که به وسيله ... داراى نقشه هاى پيچ در پيچ کردن در نقشه يا جدول وارد نشده ... مخصوص نصب روى نقشه و غيره طراح نقشه طرح و نقشه کار طرح يا نقشه اى تهيه کردن فن ترسيم نقشه محل نقشه کشى و توطئه مطابق نقشه و برنامه مقياس نقشه نقشه کار نقشه کارنو نقشه کش نقشه کشى نقشه کشى طبق مقياس معينى نقشه کشيدن واژه هاى شامل نقشه ـ (63) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}