@نقشه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقشه پرچم مساحى و نقشه بردارى ... که براى کپيه نقشه و رسم هاى ... کتاب نقشه ى جهان ... که دراجراى نقشه اى کمک ... کمک نقشه بردار بر روى نقشه نشان دادن بى نقشه تراز نقشه بردارى خطى بر روى نقشه که به وسيله ... داراى نقشه هاى پيچ در پيچ کردن در نقشه يا جدول وارد نشده ... مخصوص نصب روى نقشه و غيره طراح نقشه طرح و نقشه کار طرح يا نقشه اى تهيه کردن فن ترسيم نقشه محل نقشه کشى و توطئه مطابق نقشه و برنامه مقياس نقشه نقشه کار نقشه کارنو نقشه کش نقشه کشى نقشه کشى طبق مقياس معينى نقشه کشيدن واژه هاى شامل نقشه ـ (63) : 1 , 2 , 3