@نقشه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقشه نقشه کوچک نقشه آمارى جغرافيايى نقشه اجرام سماوى نقشه اشکوب نقشه اى که داراى خطوط ... نقشه اى که هم تراز زمين باشد نقشه برجسته نقشه برجسته نما نقشه برجسته نماى داراى ... نقشه بردار نقشه بردارى نقشه بردارى از کوه ... نقشه بردارى از آب هاى روى زمين نقشه بردارى به وسيله عکاسى نقشه بردارى و توضيح ... نقشه برش نما نقشه تاشده در ميان کتاب نقشه تهاجمى نقشه جهان نماى مسطح نقشه حافظه نقشه خائنانه نقشه خيالى نقشه خيالى و موهوم نقشه خيانت آميز نقشه دار واژه هاى شامل نقشه ـ (63) : 1 , 2 , 3