@نقشه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقشه نقشه ساده نقشه طرح کردن نقشه فريبنده نقشه نگارى نقشه هندسى نقشه هوا شناسى نقشه وضعيت نما نقشه يا طرح ساختن نقشه يا عملى را متوقف ساختن ... يک شکل يا نقشه را با هم ... وابسته به نقشه کشى وابسته به نقشه بردارى جغرافيايى ... وابسته به نقشه بردارى يا ... واژه هاى شامل نقشه ـ (63) : 1 , 2 , 3