@نقطه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقطه پايين ترين نقطه ... آب به چند نقطه از سطح آب ... چاپگر يا ماتريس نقطه اى چند نقطه اى ... مرض از يک نقطه ى بدن به ... ... شده بين دو نقطه در روى سطح آخرين نقطه آخرين نقطه شمالى مسکون دنيا از اقصى نقطه از دورترين نقطه خارج ازدياد خون در يک نقطه اقصى نقطه اقصى نقطه ى شرقى با نقطه سايه زدن يا ... بالاترين نقطه بالاترين نقطه آسمان ... سرماى زير نقطه انجماد رسيدن بدون نقطه اتکاء به کدام نقطه به نقطه اوج رسيدن تا دورترين نقطه تعيين نقطه انجماد توجه به يک نقطه يا يک مقصد ... ثابت در يک نقطه خط چند نقطه اى واژه هاى شامل نقطه ـ (133) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6