@نقطه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقطه پايين ترين نقطه ... آب به چند نقطه از سطح آب ... چاپگر يا ماتريس نقطه اى چند نقطه اى ... مرض از يک نقطه ى بدن به ... ... شده بين دو نقطه در روى سطح آخرين نقطه آخرين نقطه شمالى مسکون دنيا از اقصى نقطه از دورترين نقطه خارج ازدياد خون در يک نقطه اقصى نقطه اقصى نقطه ى شرقى با نقطه سايه زدن يا ... بالاترين نقطه بالاترين نقطه آسمان ... سرماى زير نقطه انجماد رسيدن بدون نقطه اتکاء به کدام نقطه به نقطه اوج رسيدن تا دورترين نقطه تعيين نقطه انجماد توجه به يک نقطه يا يک مقصد ... ثابت در يک نقطه خط چند نقطه اى واژه هاى شامل نقطه ـ (133) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}