@نقطه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقطه ... مستقيمى که نقطه زرد چشم ... ... چشم را به نقطه ثابتى وصل نمايد داراى نقطه اتکاء کردن در اقصى نقطه جنوب در بالاترين نقطه ى کشتى در دورترين نقطه جنوب شرقى در يک نقطه جمع کردن دردورترين نقطه دو نقطه اى که بر روى ... دورترين نقطه رسم نقطه ساکن دورترين نقطه شمالى زمين شرقى ترين نقطه طرح نقطه نقطه علائم نقطه گذارى درجملات ... عبور ماه از نقطه اى و ايجاد ... قاعده نقطه ميانى ... ساعت واقع بين نقطه ثابتى لکه يا نقطه سياه در ميدان ديد ماتريس نقطه اى مثل نقطه مدار چند نقطه اى مرتفعترين نقطه ... رفتار از نقطه نظر واکنش ... ... شده بر نقطه اى درمحيط ... واژه هاى شامل نقطه ـ (133) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}