@نقطه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقطه ... مستقيمى که نقطه زرد چشم ... ... چشم را به نقطه ثابتى وصل نمايد داراى نقطه اتکاء کردن در اقصى نقطه جنوب در بالاترين نقطه ى کشتى در دورترين نقطه جنوب شرقى در يک نقطه جمع کردن دردورترين نقطه دو نقطه اى که بر روى ... دورترين نقطه رسم نقطه ساکن دورترين نقطه شمالى زمين شرقى ترين نقطه طرح نقطه نقطه علائم نقطه گذارى درجملات ... عبور ماه از نقطه اى و ايجاد ... قاعده نقطه ميانى ... ساعت واقع بين نقطه ثابتى لکه يا نقطه سياه در ميدان ديد ماتريس نقطه اى مثل نقطه مدار چند نقطه اى مرتفعترين نقطه ... رفتار از نقطه نظر واکنش ... ... شده بر نقطه اى درمحيط ... واژه هاى شامل نقطه ـ (133) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6