@نقطه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقطه ... که از اين نقطه نظر با هم ... نشان نقطه گذارى نقاشى نقطه نقطه نقطه پايان جمله نقطه گذار نقطه گذارى نقطه گذارى کردن نقطه کور نقطه ابهام نقطه اتکاء نقطه اتصال نقطه استقرار و ثبات يا توازن نقطه اشتعال نقطه اعتدالين نقطه اعشار نقطه الراس نقطه انجماد نقطه انحراف نقطه انشعاب نقطه انفصال نقطه انفصال شرطى نقطه انقلاب نقطه باز گذشت نقطه باز آغازى نقطه برگشت واژه هاى شامل نقطه ـ (133) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6