@نقطه@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقطه نقطه برهمکنش نقطه به نقطه نقطه تاريک نقطه تبادل نقطه تحول نقطه تحول تاريخ نقطه تقاطع نقطه توجه نقطه ثابت نقطه جنوب نقطه جوش نقطه حساس نقطه دار نقطه دار کردن نقطه دخول نقطه درخشان و نورانى ... نقطه ديگر نقطه ذوب يا گداز نقطه رويش نقطه سازى نقطه شروع مسابقه نقطه شمال نقطه ضعف نقطه ظهور و انتشار ... نقطه عزيمت واژه هاى شامل نقطه ـ (133) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6