@نقطه@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقطه نقطه غليان نقطه فعل و انفعال نقطه مانند نقطه مبنا نقطه مرگ نقطه مقابل نقطه مقابله نقطه ميانى يا نزديک مرکز نقطه نت موسيقى نقطه نشانه نقطه نظر نقطه نقطه نقطه نقطه کردن نقطه نقطه اى نقطه نقطه يا خال خال کردن نقطه همگذرى نقطه و ويرگول بدين شکل نقطه وارسى نقطه ى کمال نقطه ى اوج نقطه ى جراحت پذير نقطه ى زخم پذير نقطه ى ضعف نقطه ى مزدوج نقطه ى مقابل يا متقاطر واژه هاى شامل نقطه ـ (133) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6