@نقليه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقليه چراغ علامت توقف وسايط نقليه ... از وسايط نقليه براى مقاصد ... آزمايش آمادگى وسايط نقليه ... يا وسيله نقليه قديمى سرخ ... ... کشتى يا وسيله نقليه ديگرى ... حمل تا روى وسيله نقليه ... يا وسيله نقليه ديگرى انتقال ... حق تقدم در عبور وسايط نقليه ... ساير وسايط نقليه و مسافران ... ... به وسيله وسايط نقليه ... لشکرکشى و وسايط نقليه و تهيه اردوگاه ... عبو و مرور وسايط نقليه علائم مخصوص عبور وسايط نقليه محرکه وسيله نقليه ... دار متصل به وسايط نقليه محل بازرسى وسايط نقليه مربوط به وسايل نقليه خودرو ... نورانى جلو وسايل نقليه وابسته به وسايط نقليه وسايط نقليه وسايط نقليه مختلف از ... وسيله نقليه وسيله نقليه شش چرخه وسيله نقليه موتورى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}