@نقوش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقوش ... چوبى که نقوش جانوران محافظ ... حجارى و نقوش برجسته فن تهيه نقوش الوان نقوش برجسته نقوش حاشيه دارکتاب نقوش رنگى حاشيه ظروف چينى نقوش و تزيينات اطراف ... نقوش و تصاوير بر روى پارچه