@نقيض@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نقيض استعمال کلمات مرکب ضد و نقيض داراى ضد و نقيض دريچه نقيض و دريچه نقيض يا دريچه نقيض ياى انحصارى ضد و نقيض ضد و نقيض گويى عمل نقيض و عملگر نقيض و عنصر نقيض و قياس ضد و نقيض نقيض و نقيض يا