@نما@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نما دانشمند نما دخشه علامت نما در روى خطا نما درشت نما دلير نما دندان نما دور نما دوربين يا عينک برجسته نما ديوار کوه نما ديوار نما ديواريا جرز ستون نما ذره علامت نما ذره ى آغاز نما ذره ى ايست نما ذغال سنگ چوب نما راست نما رطوبت نما رقم علامت نما رمز وظيفه نما رنگ شب نما ريشه نما سابقه نما سرريز نما سرعت نما سماق نما واژه هاى شامل نما ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6