@نما@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نما مقدس نما منگوله نما منش نما مهمل نما موزائيک سيمانى مرمر نما ميمون آدم نما ناراضى نما نخ نما نزديک نما نشو و نما کردن نقاش سايه روشن نما نقشه برجسته نما نقشه برش نما نقشه وضعيت نما نم نما نماد روند نما نو نما کردن نور نما نوسان نما نوشته يا تصوير برجسته نما نوعى چيت پشت نما نوعى قطب نما که همواره ... نويسه نما هجا نما وابسته به لوله شکل نما واژه هاى شامل نما ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6