@نماى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نماى ... و حرير نماى مخصوص پرده ... پارچه مخمل نماى مخصوص فرش ... ... معدوم انسان نماى اوليه کاغذ شيشه نماى سلولزى ... اوليه ميمون نماى دوره ى ... تصوير يک رنگ طيف نماى خورشيد جهان نماى سطح نما جهان نماى مسطح داراى ظاهر و نماى مخصوص دور نماى نقاشى سراشيبى يا نماى بام طاق نماى مشرف بحياط کليسا عروسک دلقک نماى خيمه شب بازى مسافت نماى تاکسى نشو و نماى نباتى نقشه برجسته نماى داراى نصف ... نقشه جهان نماى مسطح نماى بخارى نماى جانبى نماى جلويى نماى خارجى نماى خطى نماى ساختمان نماى سر در نماى سردر واژه هاى شامل نماى ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}