@نماى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نماى ... و حرير نماى مخصوص پرده ... پارچه مخمل نماى مخصوص فرش ... ... معدوم انسان نماى اوليه کاغذ شيشه نماى سلولزى ... اوليه ميمون نماى دوره ى ... تصوير يک رنگ طيف نماى خورشيد جهان نماى سطح نما جهان نماى مسطح داراى ظاهر و نماى مخصوص دور نماى نقاشى سراشيبى يا نماى بام طاق نماى مشرف بحياط کليسا عروسک دلقک نماى خيمه شب بازى مسافت نماى تاکسى نشو و نماى نباتى نقشه برجسته نماى داراى نصف ... نقشه جهان نماى مسطح نماى بخارى نماى جانبى نماى جلويى نماى خارجى نماى خطى نماى ساختمان نماى سر در نماى سردر واژه هاى شامل نماى ـ (27) : 1 , 2