@نمايان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايان ... رفتن آب و نمايان شدن زير آب کار نمايان جنبش نمايان ماه داراى دنده هاى باريک و نمايان دوباره نمايان شدن فتح نمايان نمايان کردن نمايان بر بدن نمايان ساختن نمايان شدن