@نمايش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايش پايان نمايش ... پيش از آغاز نمايش بزرگ پرده جزء صحنه نمايش پرده ى نمايش پيش درآمد نمايش چهار نمايش گيشه فروش بليط وروديه نمايش کارگردان نمايش آخرين تمرين نمايش که بازيگران ... ... مسابقات يا نمايش و غيره اجرا يا نمايش مجدد اجراء نمايش اعلان نمايش ايفاى نمايش با تمثال نمايش دادن با هم نمايش دادن بازى کننده سهم کسى در نمايش بازيگر نمايش صامت بالت يا نمايش بين پرده ... بد نمايش دادن برنامه نمايش بمعرض نمايش گذاشتن به شکل درام يا نمايش درآوردن به صورت نمايش در آوردن تابلو اعلان نمايش واژه هاى شامل نمايش ـ (164) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7