@نمايش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايش پايان نمايش ... پيش از آغاز نمايش بزرگ پرده جزء صحنه نمايش پرده ى نمايش پيش درآمد نمايش چهار نمايش گيشه فروش بليط وروديه نمايش کارگردان نمايش آخرين تمرين نمايش که بازيگران ... ... مسابقات يا نمايش و غيره اجرا يا نمايش مجدد اجراء نمايش اعلان نمايش ايفاى نمايش با تمثال نمايش دادن با هم نمايش دادن بازى کننده سهم کسى در نمايش بازيگر نمايش صامت بالت يا نمايش بين پرده ... بد نمايش دادن برنامه نمايش بمعرض نمايش گذاشتن به شکل درام يا نمايش درآوردن به صورت نمايش در آوردن تابلو اعلان نمايش واژه هاى شامل نمايش ـ (164) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}