@نمايش@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايش تجسم و نمايش عقايد و افکار ... تغيير مهيج و ناگهانى نمايش تمرين نمايش ... ايفاى نقش معينى از نمايش جمله نهايى نمايش و غيره جنگ نمايش حداعلى و منتها درجه رل نمايش خارج از صحنه نمايش خروج بازيگر از صحنه ى نمايش ... کاباره ها و نمايش هاى واريته ... عوضى رل نمايش را بازى ... در ويترين نمايش دادن درجلو پرده تئاتر و نمايش درمعرض نمايش قرار دادن دسته بازيگران و نمايش دهندگان ... و خروج بازيگران نمايش ... جلو صحنه نمايش و مانند ... روش نمايش ... سينمايا تلويزيون نمايش دادن روى صحنه ى نمايش ظاهرشدن زنى که در نمايش هاى خنده آور ... ستاره نمايش و سينما شدن سه نمايش تراژدى سوگ شاد نمايش سوگ نمايش واژه هاى شامل نمايش ـ (164) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7