@نمايش@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايش شاد نمايش ... نورافکن صحنه نمايش قرار گرفته شخصيت هاى نمايش يا داستان ... علامت شروع نمايش يا ختم ... ... دريايى را نمايش مى دهند صحنه نمايش صفحه نمايش طرز نمايش عاشق صحنه نمايش عضو دسته نمايش دهندگان فاصله ميان دو پرده نمايش فن نمايش فن نمايش داستانها فن نمايش و تئاتر فهرست نمايش هاى آماده ... فيلم يا نمايش گاوچرانان آمريکايى قابل نمايش قابل نمايش بر روى پرده قابل نمايش به وسيله علامت ... قايق داراى صحنه نمايش قسمت جلو آمده صحنه نمايش قسمتى از صحنه نمايش که به وسيله ... مامورى که در نمايش ها و غيره ... محل ارکستر نمايش مدير نمايش واژه هاى شامل نمايش ـ (164) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}