@نمايش@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايش شاد نمايش ... نورافکن صحنه نمايش قرار گرفته شخصيت هاى نمايش يا داستان ... علامت شروع نمايش يا ختم ... ... دريايى را نمايش مى دهند صحنه نمايش صفحه نمايش طرز نمايش عاشق صحنه نمايش عضو دسته نمايش دهندگان فاصله ميان دو پرده نمايش فن نمايش فن نمايش داستانها فن نمايش و تئاتر فهرست نمايش هاى آماده ... فيلم يا نمايش گاوچرانان آمريکايى قابل نمايش قابل نمايش بر روى پرده قابل نمايش به وسيله علامت ... قايق داراى صحنه نمايش قسمت جلو آمده صحنه نمايش قسمتى از صحنه نمايش که به وسيله ... مامورى که در نمايش ها و غيره ... محل ارکستر نمايش مدير نمايش واژه هاى شامل نمايش ـ (164) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7