@نمايش@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايش نمايش بر روى پرده تلويزيون نمايش براى جمع آورى اعانه نمايش بزرگ سيرک نمايش به وسيله علائم نمايش تفريحى نمايش تلويزيونى نمايش توام با موسيقى ... نمايش توام با موسيقى و رقص نمايش جا و زبان و ... نمايش حزن انگيز نمايش خطوط واقعى شکلى ... نمايش خنده آور نمايش خنده دار نمايش خنده دار همراه ... نمايش خيمه شب بازى نمايش دادن نمايش دادنى نمايش داده شده با خطوط هندسى نمايش دار نمايش در فضاى باز نمايش در قايق نمايش دروغى نمايش دهنده نمايش رنگين کمان نمايش سايه ها واژه هاى شامل نمايش ـ (164) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7