@نمايى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمايى پشت نمايى پشم نمايى پيشقدر نمايى انگشت نمايى برهان نمايى بزرگ نمايى خود نمايى خود نمايى کردن داده نمايى درشت نمايى دستگاه جهت نمايى دندان نمايى راست نمايى قدرت نمايى مقدس نمايى ملوث نمايى منش نمايى منش نمايى کردن هنر نمايى وابسته به عالم نمايى و فضل فروشى