@نمودن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمودن پر زرق و برق و فريبا نمودن گناهکار قلمداد نمودن گواهى نمودن صحت وصيت نامه کشف رمز نمودن احضار نمودن اداى نمودن ازاله مو نمودن از استقراء نمودن اصلاح نمودن اضافه نمودن اعلام وصول نمودن امتحان نمودن با دوام نمودن باز کردن يا مطرح نمودن بازگو نمودن درس حفظى برجسته نمودن به سبک ژاپونى تزيين نمودن به قسمت هاى مجزا تقسيم نمودن بيان قهقرايى نمودن تکريم اغراق آميز نمودن تاريک نمودن تجزيه و تفکيک نمودن تحقير نمودن ترسيم نمودن تسويه نمودن واژه هاى شامل نمودن ـ (53) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}