@نمونه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمونه ... غلط گيرى نمونه هايى چاپى ... با نمونه مشخص کردن با نمونه نشان دادن بامثال و نمونه نشان دادن به طور نمونه يا رمز به عنوان نمونه به کار بردن به عنوان نمونه يا سرمشق ... تعيين نمونه جام شراب مخصوص نمونه گيرى سياهه نمونه بردارى شبيه نمونه عبارت نمونه ادبى مطابق بهترين نمونه نرخ نمونه بردارى نمونه گرفتن نمونه گرفتن محک زدن نمونه گيرى نمونه کامل نمونه آزمايشى نمونه آورى نمونه اصلى نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده نمونه اوليه نمونه اى نمونه اى که نويسنده ... واژه هاى شامل نمونه ـ (48) : 1 , 2