@نمونه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمونه ... غلط گيرى نمونه هايى چاپى ... با نمونه مشخص کردن با نمونه نشان دادن بامثال و نمونه نشان دادن به طور نمونه يا رمز به عنوان نمونه به کار بردن به عنوان نمونه يا سرمشق ... تعيين نمونه جام شراب مخصوص نمونه گيرى سياهه نمونه بردارى شبيه نمونه عبارت نمونه ادبى مطابق بهترين نمونه نرخ نمونه بردارى نمونه گرفتن نمونه گرفتن محک زدن نمونه گيرى نمونه کامل نمونه آزمايشى نمونه آورى نمونه اصلى نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده نمونه اوليه نمونه اى نمونه اى که نويسنده ... واژه هاى شامل نمونه ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}