@نمک@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نمک نمک گرفتن از نمک گيرى کردن از نمک آلى گليسرول و اسيد اولئيک نمک آلى اسيد اولئيک نمک آلى مرکبى که تغليظ ... نمک آلى و معدنى اسيد پکتيک نمک آلى يا معدنى اسيد پيکريک نمک آلى يا معدنى اسيد هوميک نمک آلى يا معدنى اسيد ... نمک آلى يا نمک معدنى ... نمک اسيد گلوکونيک نمک اسيد گلوتاميک نمک اسيد کروميوم نمک اسيد کلريک نمک اسيد باربيتوريک نمک اسيد تانتاليک نمک اسيد سوربيک نمک اسيد سيب نمک اسيد سيتريک نمک اسيد فروسيانيک نمک اسيد فسفريک نمک اسيد ماليک نمک اصلى کلرورسديم نمک بحرام نمک بحرامى واژه هاى شامل نمک ـ (80) : 1 , 2 , 3 , 4