@نهر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نهر اتصال يا تلاقى دو نهر ... حجره و سلول و نهر است بستر نهر نهر کندن نهر کوچک نهر آب نهر آبيارى نهر باريک نهر سرپوشيده نهر فرعى وابسته به نهر فراموشى برزخ وسط نهر