@نوار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوار ... قيطان يا نوار درست مى ... گل نوار گير کردن نوار از نوار به کارت اسلايدهاى به شکل نوار فيلم انباره نوار مغناطيسى با نوار بستن باز بين نوار برچسب نوار به صورت نوار در آوردن به صورت نوار يا تسمه درآوردن بى نوار حامل نوار روى نوار ضبط صوت صدا ... شاه نوار قرقره نوار منگنه کن نوار کاغذى منگوله يا نوار نشان انت هاى نوار نشانگر انت هاى نوار نوار پدر بزرگ نوار پيچيدن نوار چرکنويس نوار چرخان نوار چرمى دور کلاه واژه هاى شامل نوار ـ (84) : 1 , 2 , 3 , 4