@نوشتن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوشتن پاى کسى نوشتن پايان نامه تحصيلى نوشتن پشت چيزى نوشتن پيروزى نامه نوشتن ... نوشته و ثبت شده و نوشتن چرخه خواندن و نوشتن کتيبه نوشتن کوتاه و موجز نوشتن اسم کسى را در ليست سياه نوشتن اشتباه نوشتن المثنى نوشتن يا برداشتن با املاى غلط نوشتن با حروف خوابيده نوشتن با حروف درشت نوشتن با حروف نوشتن با خط پيوند نوشتن با خط خود نوشتن با دست نوشتن با شتاب نوشتن با ماشين تحرير نوشتن باز نوشتن بالاى محلى نوشتن باماشين تحرير نوشتن بتاريخ ماقبل نوشتن بخط قرمز نوشتن يا چاپ کردن واژه هاى شامل نوشتن ـ (96) : 1 , 2 , 3 , 4