@نوشتن@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوشتن بد نوشتن برلوح نوشتن برنامه نوشتن به اقلام نوشتن به ترتيب الفبا نوشتن به رمز نوشتن ... يادداشت و براى ثبت نوشتن به نام شخص ديگرى نوشتن بيوگرافى چيزى را نوشتن تفسير نوشتن تقريظ نوشتن تلفظ يا نوشتن به طرز انگليسى تمثيل نوشتن جاى نوشتن جزء به جزء نوشتن حاشيه نوشتن حاشيه نوشتن بر حرف به حرف نوشتن خرچنگ قورباغه اى نوشتن خلاصه نوشتن داستان خيالى نوشتن در زير سندى نوشتن در صورت نوشتن در طومار نوشتن در فهرست نوشتن واژه هاى شامل نوشتن ـ (96) : 1 , 2 , 3 , 4