@نوشتن@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوشتن در ميان سطرها نوشتن درپشت سند نوشتن دراز نوشتن درست نوشتن درشت نوشتن درفهرست نوشتن درى ورى گفتن يا نوشتن دستخط نوشتن دوباره نوشتن ... شده و براى نوشتن به کار مى ... دومرتبه نوشتن ديباچه نوشتن رمز نوشتن روى چيزى حک کردن يا نوشتن روى چيزى نوشتن روى کاغذ نوشتن روى خط حامل نوشتن زياد نوشتن سرسرى چيز نوشتن سرمقاله نوشتن سواد خواندن و نوشتن شرح چيزى را نوشتن شعر نوشتن صورت جلسه نوشتن طرز نوشتن واژه هاى شامل نوشتن ـ (96) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}