@نوشته@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوشته ... است به معنى نوشته و ثبت شده ... چيزى که با عجله نوشته شده چيزى که در پايين نامه نوشته شود ... دادن نوع کليد نوشته مى شود ... عيسى و دين مسيح نوشته شده کشف نوشته رمزى ... يا بخش کتاب نوشته مى شود اثريا نوشته بى اهميت ... چرخاندن خطوط نوشته در جلو ... با پشت دست نوشته شده بررسى دست نوشته براى تعيين ... به دو زبان نوشته شده تصوير يا نوشته روى ابريشم ... بر ديوار نوشته شده باشد ... پايين حروف نوشته يا چاپى درمقدمه اين نوشته ياسند دستور نوشته ورود و خروج ... سنگ نوشته ... معنى عمداً چنين نوشته شده عنوان نوشته روى چيزى ... حروف قرمز نوشته يا چاپ ... ... کالاهاى تجارتى را نوشته اند ... سهم که روى آن نوشته شده متمم سند يا نوشته مجموع آراء نوشته واژه هاى شامل نوشته ـ (45) : 1 , 2