@نوع@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه نوع يک نوع سلاح قابل حمل يک نوع شته يک نوع طبل دوطرفه که ... يک نوع عرقچين کوچک که ... يک نوع عقرب ماهى يک نوع عمل جراحى مخصوص فتق يک نوع غذا خورى يک نوع قايق کوچک قديمى ... يک نوع قمار چهار طاسى يک نوع مار بزرگ سيلانى يک نوع مار سمى يا افعى يک نوع ماهى پهن يک نوع ماهى بزرگ شبيه مارماهى يک نوع ميز تحرير ظريف يک نوع ميمون يا عنتر دم کوتاه يک نوع نان شيرينى ميوه دار يک نوع نيم تنه پشمى يک نوع واگن بارى يک نوع ياقوت سرخ واژه هاى شامل نوع ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5